خرید بک لینک
در ادامه سروده هایی خواندنی و قشنگ از سراینده معاصر ایران سیدعلی صالحی از کتاب آوازهای کولیان اهوازی پخش میگردد. خاموش اگَرَم خدا بخواهد به هوای عشق کويش شب و روز آسمان را بزنم گره به مويشچو سيه شود شبانه چه هراسی ای مسافر که شبق بميرد امشب همه از جلای رويشسر و پا شکستهام بين که بهای تربت دل همه دل اگر چه دريا، که يکی حباب رويشبه اميد سايه داری، سر و سجده سايهام شد همه پيرهن بشويم، به نَمِ نسيم خويَشتو چه خامشی به خانه، خبرت دهم خدا را همه در سماع و چرخش زِهیِ هوای هويشتو نگر که در دواير، همه هستی و زمانه هم از ابتدای زادن، عجبا دَوَد به سويش  سروده های قشنگسَحَر در فصل گل بوی تو آمد، خيال بال و پَر سوی تو آمد.در اين جمع مبارکْ جانِ مدهوش به رقص در آب خواب روی تو آمدمَه نو بسته گيسو، سوی دريا هزاران موج شب موی تو آمددر اين بُنبستِ باد و بيمِ ديرين جهان هر سو که ديد روی تو آمدمگر از آبرو کو مانده نامی که آب و روی دل، جوی تو آمدهمه خوبان نشستند صف در آواز به وقتی که گُلِ خوی تو آمددف و تار و سهتارِ صوت اَعلی، همه هر سو سَحَر هوی تو آمداز اين صد سلسله مجنونِ عاشق نه من تنها که رو سوی تو آمددو صد ناگفته از ميدان بازی که در چوگانِ گُل 

برچسب: نویسنده: نیکا نعمتی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 3:38

مادرمادر من تنها یك چشم داشت. من از اون بیزار بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بوداون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پختیك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببرهبسیار خجالت كشیدم. آخه اون چجور تونست این كار رو بامن بكنه؟به روی خودم نیاوردم، تنها با بیزاری بهش یه نگاه كردم و به تندی از اونجا دور شدم.روز دیگه یكی از همكلاسی ها بم خندید و گفت، هووو، مامان تو تنها یك چشم داره!همش دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم.كاش زمین دهن وا میكرد و منو، كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد.روز دیگه بهش گفتم، اگه راس راسی میخوای منو شاد كنی چرا نمی میری ؟!!!اون هیچ پاسخی نداد....گرچه یك آن هم درباره چیزی كه گفتم اندیشه نكردم، چون بی اندازه خشم داشتم.احساسات اون برای من هیچ ارزشی نداشتدلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم.سخت درس خوندم و تونستم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم.اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، شوهر و بچه و زندگی.از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودمتا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من.اون سالها منو ندیده بود و همینجور نوه هاشو.زمانی که ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند.و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو فراخونده كه بیاد اینجا اونم بی اونکه از پیش بم بگه.سرش داد زدم، چجو

برچسب: نویسنده: نیکا نعمتی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 3:38

خروش گستره ی کدامین دریا در دل پر خروش تان نشست کان سان آبی آوازهای تان زلالی روباره ها را به زمزمه آورد و رگانتان فواره ها را تا گستره ی بی گرانه ی اسمان پرواز آموخت آه! هنگامی که از دریای بی کرانه ی سینه هایتان فریادهای خفته ی صدف ها برآمدند آسمان دلتنگی اش را چه سرخ چه سرخ چه سرخ بارید اینک! تنها با اشاره ی شماست که توفان ها رخصت می یابند تا دریا را از خاموشی به خروش خوف انگیز فراخوانند! تیمور ترنگ + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 23:39  توسط سید محمد حسین موسوی |

برچسب: نویسنده: نیکا نعمتی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 6:36

روز ششم بهمن ماه یادآور یک روز تاریخی در تقویم ایران اسلامی است . یکی از مناطقی که کانون نا آرامی ها و تجاوز منافقین از خدا بی خبر شده بود، شهر عزیزمان آمل بود. در آن زمان برخی از انقلابیون که بیشتر بازاری ها، آزادپیشگان و کارگرها بودند، هدف ترور جای گرفتند و به شهادت رسیدند. منافقین کوردل از ماه ها و روزهای پایانی سال 1358 خورشیدی جنگل های قشنگ آمل را جایی برای اقدامات ویرانگرانه و نبرد مسلحانه علیه نه تنها شهر آمل، بلکه کل کشور در نظر گرفتند. جادۀ هراز که یکی از ارزشمندترین راه های ارتباطی و مواصلاتی تهران و شمال کشور بشمار می رود، نا آرام گشت. اتحادیه کمونیستهاى ایران که متشکل از مارکسیست- لنینیست هاى چپ بودند با ارزیابى موقعیت هاى جغرافیایى، جنگل هاى آمل را شایسته براى عملیات چریکى تشخیص دادند و در آنجا استقرار یافتند. منافقین سنگ دل با جذب افراد فریب خورده و تجمع در جنگل ها در بهمن ماه سال 1360 به خیال خام خود زمینه را برای حمله به شهر آمل و تصرف آن آماده دیده بودند و بنابراین با یک گروه کمتر از صد نفری برای حملۀ به شهر در صبحگاه ششم بهمن ماه برنامه ریزی نمودند.هدف از حمله:هدف از این حمله تصرف شهر آمل به عنوان یکی از شهر های استراتژیک شمالی بود. با تصرف این شهر کنترل یکی از راه های مواصلاتی مهم تهران به شمال کشور قطع می شد و تحت کنترل منافقین قرار می گرفت. با توجه به دشت های

برچسب: نویسنده: نیکا نعمتی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی